دست نوشته های یک عشق از دست رفته
دست نوشته های یک عشق از دست رفته

... به نام انکه مروارید مهر را در صدف دل جای داد...
پیش از این گلهای سرخ و شقایقها و کبوتران و خورشید را بی نهایت دوست می داشتم اما اکنون از این ها دل برداشته ام و تنها تو را دوست دارم...ای سرچشمه ی عشق که در عین حال گل و شقایق و کبوتر و خورشید منی* وقتی که چشمهای تو را میبینم درد و اندوه خود را فراموش می کنم و چون تو را می بوسم حس می کنم که به کلی شفا پیدا کرده ام اگر سر خود را بر سینه تو بگذارم هفت آسمان بر فراز سرم پرواز می کند با این همه اگر بگویی تو را دوست می دارم به تلخی خواهم گریست....
...بی تو...با تو...
بی تو گریان،با تونالان، بی تو من همچون غبارم/ با تو سرمست و خندان،با تو من فصل بهارم
بی تو من خسته و بی روح،بی تو من تنها خاموش/ با تو من ازاد و یکرنگ با تو هر دردی فراموش
بی تو من غمگین و رسوا، بی تو من در اندوه و اهم/ بی تو دل خالی ز غمها،با تو عاری از گناهم
... خداحافظ...
بیا آغوش خود بگشا که دلتنگم از این دنیا،برای اخرین دیدار سرم بر سینه ات بگذار م تا ببوسم سینه ات و با تلخی بگویم: خداحافظ...
تو را دیدم پسندیدم ،سرا پا شعله گردیدم ،گل امید من بشگفت ندانستم که باید گفت، ز بعد اشنا یی ها به هنگام جدایی ها خداحافظ...
در این یک لحظه ی اخر جوابی همچنان خنجر نشسته بر دل زارم چگونه بر زبان آرم خداحافظ...
ای نازنین یار... مواظب خودت باش مواظب خودت باش مواظب خودت باش

I miss you...i love you 1388/7/22 time 10:10
نظرات شما عزیزان:
دست نوشته های یک عشق از دست رفته
... به نام انکه مروارید مهر را در صدف دل جای داد...
پیش از این گلهای سرخ و شقایقها و کبوتران و خورشید را بی نهایت دوست می داشتم اما اکنون از این ها دل برداشته ام و تنها تو را دوست دارم...ای سرچشمه ی عشق که در عین حال گل و شقایق و کبوتر و خورشید منی* وقتی که چشمهای تو را میبینم درد و اندوه خود را فراموش می کنم و چون تو را می بوسم حس می کنم که به کلی شفا پیدا کرده ام اگر سر خود را بر سینه تو بگذارم هفت آسمان بر فراز سرم پرواز می کند با این همه اگر بگویی تو را دوست می دارم به تلخی خواهم گریست....
...بی تو...با تو...
بی تو گریان،با تونالان، بی تو من همچون غبارم/ با تو سرمست و خندان،با تو من فصل بهارم
بی تو من خسته و بی روح،بی تو من تنها خاموش/ با تو من ازاد و یکرنگ با تو هر دردی فراموش
بی تو من غمگین و رسوا، بی تو من در اندوه و اهم/ بی تو دل خالی ز غمها،با تو عاری از گناهم
... خداحافظ...
بیا آغوش خود بگشا که دلتنگم از این دنیا،برای اخرین دیدار سرم بر سینه ات بگذار م تا ببوسم سینه ات و با تلخی بگویم: خداحافظ...
تو را دیدم پسندیدم ،سرا پا شعله گردیدم ،گل امید من بشگفت ندانستم که باید گفت، ز بعد اشنا یی ها به هنگام جدایی ها خداحافظ...
در این یک لحظه ی اخر جوابی همچنان خنجر نشسته بر دل زارم چگونه بر زبان آرم خداحافظ...
ای نازنین یار... مواظب خودت باش مواظب خودت باش مواظب خودت باش
I miss you...i love you 1388/7/22 time 10:10
نظرات شما عزیزان: